Skip to main content

چند سال پیش، این وبسایت راه‌اندازی شد تا محلی برای افرادی باشد که در پی یادگیری زبان برنامه‌نویسی روبی هستند. متاسفانه، از آنجایی که در دنیای امروز، روبی تقریبا جایگاه خود برای توسعه نرم‌افزارهای پردازش متن را از دست داده و بیشتر به عنوان زبانی برای توسعه وب و همچنین مدیریت سیستم شناخته می‌شود، استقبال خوبی از این وبسایت نشد چرا که تمرکزی روی توسعه وب با روبی نداشتیم و همچنین به ابزارهایی مانند chef که برای مدیریت سیستم به کار می‌روند، نپرداختیم.

پس از مدت نسبتا طولانی، حالا قرار است این وبسایت محلی باشد برای این که افراد بتوانند کارکرد روبی در راه‌‌اندازی یک کسب و کار اینترنتی را فرا بگیرند. در سلسله مطالب جدید وبسایت، قرار است که جوانب مختلف یک کسب و کار اینترنتی را بررسی کرده و سپس شروع به توسعه وبسایت آن با روبی آن ریلز کنیم.

روبی آن ریلز برای کسب و کار - قسمت اولچرا روبی آن ریلز؟

روبی آن ریلز (به انگلیسی: Ruby On Rails) که به اختصار به آن ریلز هم گفته می‌شود (و جهت اطلاعات بیشتر می‌توانید به وبسایت آن مراجعه کنید) یک چارچوب (framework) برای توسعه نرم‌افزارهای مبتنی بر وب با زبان روبی است که در سال ۲۰۰۵ توسط شخص «دیوید هاینمایر هنسون» (به انگلیسی: David Heinmier Hansson) که به نام DHH نیز شناخته می‌شود، در حاشیه ایجاد کمپانی Basecamp ارائه شد.

در واقع شخص DHH به هنگامی که در حال کار بر روی بیس‌کمپ بود، چارچوبی که بیس‌کمپ را به یک نرم‌افزار قابل اجرا در محیط وب تبدیل می‌کرد را به صورت جداگانه و به صورت آزاد و متن‌باز (با مجوز MIT) به جهان عرضه کرد. این چارچوب در واقع معماری MVC را به جهان معرفی می‌کرد (که در این مطلب می‌توانید پیرامون آن بخوانید و در این مطلب نیز با مزایا و معایب آن آشنا شوید.) و همین امر باعث شد افراد زیادی، ترجیح دهند که کسب و کارها و نرم‌افزارهای اینترنتی خود را مبتنی بر ریلز ارائه کنند.

در سال ۲۰۰۶ نخستین نسخه‌های شبکه اجتماعی توییتر و پس از آن وبسایت‌هایی چون گیت‌هاب و کسب و کارهایی چون Shopify و AirBnB نیز به استفاده از این چارچوب روی آوردند و هجوم جامعه استارتاپی سیلیکون ولی به ریلز به عنوان چارچوبی برای توسعه،  توسعه‌دهندگان دیگری مانند تایلر اوتول (سازنده فرمورک لاراول) را برانگیخت تا مفاهیم MVC را در زبان‌های دیگر نیز پیاده‌سازی کنند.

از آنجایی که این وبسایت نیز با هدف گردهمایی توسعه‌دهندگان روبی ایجاد شده است، تصمیم شد تا فرایند توسعه کسب و کار اینترنتی با استفاده از این فرمورک بررسی شود.

روبی آن ریلز برای کسب و کار - قسمت اول

پروسه سلسله مقالات «روبی آن ریلز برای کسب و کار»

در این سلسله مقالات، ما پروسه ایجاد یک کسب و کار را بررسی خواهیم کرد. البته توجه داشته باشید که این موضوع اصلا و ابدا به این معنا نیست که قرار است آموزش‌ها، رنگ و بوی استارتاپی داشته باشد. ما در این سلسله مقالات، فرض را بر آشنایی پیشین شما با کسب و کارهای اینترنتی و استارتاپ‌ها گذاشته‌ایم و صرفا قرار است که در این مقالات، شما را با نحوه پیاده‌سازی آشنا کنیم.

برای این مقالات، بخش‌های مختلفی در نظر گرفته شده است که در ادامه با آن‌ها آشنا می‌شویم:

استارتاپ در هفت روز

استارتاپ در هفت روز، نام کتابی است به قلم دن نوریس که در آن، داستان ایجاد کسب و کار خود در هفت روز را توضیح می‌دهد. البته ما قرار نیست در هفت روز همه‌چیز را به نتیجه برسانیم، اما قرار است از آموزش‌های این کتاب بهره لازم و کافی را به جهت ایجاد یک کسب و کار اینترنتی ببریم.

در این کتاب، تقریبا تمامی مفاهیم مرتبط با استارتاپ به خلاصه‌ترین شکل ممکن توضیح داده شده است. به همین خاطر، این کتاب به عنوان الگوی این سلسله مقالات انتخاب شد. اگرچه توصیه شخصی نگارنده این است که اگر آشنایی لازم و کافی با استارتاپ‌ها را ندارید، بهتر از است از کتاب‌هایی مانند Lean Startup (نوپای ناب) آغاز کنید و سپس به سراغ کتاب‌های آموزش سریع بروید.

پیاده‌سازی محصول کمینه ارزشمند (MVP) با MVC در ریلز

پس از آن که یاد گرفتیم که چطور می‌توانیم کسب و کار خود را راه‌اندازی کنیم و طرحی برای کسب و کار خود آماده کردیم، لازم است تا پیاده‌سازی MVP خود را آغاز کنیم. در ابتدا قرار است که MVC را بررسی کنیم و یک MVP بسیار ساده با آن ایجاد کنیم. این مرحله، صرفا برای آشنایی ما با روبی آن ریلز خواهد بود.

پیاده‌سازی محصول کمینه ارزشمند با REST

در دنیای امروز عمده وبسایت‌ها و سرویس‌های اینترنتی، از معماری REST استفاده می‌کنند. ما پس از آن که به قدر کافی با ریلز آشنا شدیم، به این معماری مهاجرت می‌کنیم تا محصول خود را به استانداردهای بازار شبیه‌تر کنیم. البته باید توجه کنید که پس از این که MVP خود را با معماری REST پیاده‌سازی کنیم، نیاز خواهیم داشت تا بخش front-end آن را نیز  طراحی کنیم.

پیاده‌سازی front-end

در این بخش، قرار است که یاد بگیریم چطور می‌توانیم یک front-end زیبا برای وبسایت خود طراحی کنیم. در بسیاری از آموزش‌ها از چارچوب‌ها و کتابخانه‌هایی چون next, nuxt, react یا vue استفاده می‌شود، اما به احتمال بسیار زیاد، ما از Svelte استفاده خواهیم کرد. یکی از دلایل انتخاب Svelte نیز سادگی فراگیری آن است.

استقرار MVP روی سرور و ارائه آن به جهان بیرون

در نهایت، پس از پیاده‌سازی MVP و تست کردن آن روی سیستم محلی (Local) نوبتی هم باشد، نوبت انجام مراحل Dev Ops یا استقرار و توسعه عملیات است (چنانچه با DevOps آشنایی ندارید توصیه می‌شود این مطلب را مطالعه کنید). پس از آن که back-end و front-end را ساختیم، آن‌ها رو روی یک یا چند سرور قرار داده، دامنه‌ای برایشان انتخاب می‌کنیم و سپس دامنه را به سرور خود متصل کرده، پیکربندی‌های وب‌سرور را انجام می‌دهیم و به این شکل، یک کسب و کار اینترنتی داریم.

روبی آن ریلز برای کسب و کار - قسمت اول

سخن آخر

این سلسله مقالات گرچه ممکن است بخش خوبی از ایجاد و برپاسازی یک کسب و کار اینترنتی را برای شما روشن کند، اما همه مسیر نخواهد بود. توصیه شخصی نگارنده، این است که پس از خواندن هر قسمت، خودتان نیز مفاهیم و اصطلاحاتی که در مقالات مطرح می‌شوند را جست و جو و بررسی کنید و دانش خود را پیرامون کسب و کارهای اینترنتی محک بزنید.

همچنین، امید است که نوشتن این سلسله مقالات، باعث شود افراد بیشتری برای خود شغل ایجاد کنند و در شرایط اقتصادی فعلی، بتوانند با استفاده از دانش، هنر و محصولات خود؛ کسب درآمد کنند.

موفق باشید.

احتمالا این روزها با داغ بودن بحث بلاک‌چین و بیت‌کوین و سایر مباحث مرتبط با رمزارزها، احتمالا اگر عمیق‌تر از سایرین وارد ماجرای مرتبط با رمزارز شده باشید، متوجه شدید که یکی از مهم‌ترین بخش‌های تعاریف مرتبط با رمزارز، الگوریتمی به نام «اثبات کار» یا Proof of work است.

در واقع، اگر بخواهیم با دید زندگی واقعی به این الگوریتم نگاه کنیم به این شکل نگاه خواهیم کرد :

یک معلم، تا وقتی شما پاسخ سوال رو به درستی ننوشته باشید نمره‌ای به شما نمیده.

در واقع، شما وقتی پاسختون رو روی برگه امتحانی می‌نویسید، دارید «کار» انجام می‌دید و اگر جواب شما «درست» باشه، «پاداش» می‌گیرید. کار شما اینجا فعالیت فکری و نوشتن پاسخ درست سوال و پاداش شما، نمره (و احتمالا امکان اخذ درس بعدی) است.

در دنیای رمزارزها هم در واقع ما منابع پردازشی خودمون رو در اختیار یک سیستم بزرگتر میذاریم و در ازای کاری که داریم انجام میدیم پاداش می‌گیریم (که این پاداش، میتونه بیت‌کوین باشه).

اثبات کار در رمزارز چطور کار می‌کنه؟

در رمزارزهای مختلف معمولا روش های متفاوت و مختلفی برای اثبات کار استفاده میشه. اما اجازه بدید کمی بهتر در این باره صحبت کنیم.

یک مثال خیلی ساده رو در نظر بگیریم :

رشته های مختلفی در یک سرور وجود دارند که به صورت متن خالص (plain text) نوشته شدند. ما میخواهیم شما این ها رو طوری hash کنید که پنج رقم ابتدای هش، حتما 1a1b0 باشه.

اگر نمی‌دونید هش چیه، ویدئوهای جادی (قسمت اول، قسمت دوم، قسمت سوم) می‌تونه در درک هش به شما کمک کنه.

حالا ما باید چه کنیم؟ ابتدا باید بیایم و رشته رو هش کنیم و پنج رقم ابتدای اون رو، بررسی کنیم. اگر با این چیزی که ما در نظر داریم (و ازمون سوال شده)، تضادی داشت، تغییری درش بدیم و بعد دوباره هش کنیم و باز بررسی کنیم. همینطور بررسی رو ادامه بدیم تا برسیم به یک هش که اون چیزی که سوال ازمون خواسته رو در خودش داره و خب، جایزه‌ش رو بگیریم.

اصلا پیچیده نیست، اما این که دقیقا چه میشه کرد که این اتفاق بیفته، راه‌های مختلفی داره. ساده ترین راه حلش رو قراره با هم در ادامه پیاده کنیم.

پیاده سازی در روبی

هش کردن در روبی

برای هش کردن داده‌ها در روبی، از کتابخانه digest استفاده می‌کنیم. برای استفاده از این کتابخانه، شما نیازی ندارید تا جم یا افزونه خاصی نصب کنید. چرا که همراه خود روبی نصب میشه. فقط کافیه در کدتون این کار رو کنید :

require 'digest'

و سپس برای دریافت هش مورد نظر (در این مطلب از sha256 استفاده خواهیم کرد) کافیه که چنین کاری کنیم :

hash = Digest::SHA256.hexdigest("Hello, world!")
 
puts hash

و پاسخ ما چنین خواهد بود :

315f5bdb76d078c43b8ac0064e4a0164612b1fce77c869345bfc94c75894edd3

و اما بریم سراغ همون ساده ترین راه حلی که داشتیم، این راه حل بعنوان یک راه حل ساده، به ذهن من رسید. راه حل اینه :

یک عدد در نظر بگیر، اون رو به یک رشته متنی تبدیل کن، اون رو بچسبون به رشته‌ای که روی سرور بوده. تا وقتی هم که پنج رقم اول هش، اونی که من میگم نشده، این کار رو ادامه بده.

خب کد ما در نهایت چنین چیزی میشه :

########
# POW in Ruby 
########
 
require 'digest'
 
i = 0 
while true
    i = i + 1 
    string = "Sample Text" + i.to_s 
    hash = Digest::SHA256.hexdigest(string)
 
    if hash[0..4] == "1a1b0" 
 
        puts "--------"
        puts "Work proven. You worked so hard :)"
        puts "The result is #{string} and the hash is #{hash}"
        break 
 
    else 
        puts "We are at attempt No. #{i}"
    end  
 
end

اینجا اومدیم یک i تعریف کردیم. بعد یک حلقه بی‌نهایت. در حلقه، گفتیم که ما این رشته رو داریم، هر بار که حلقه اجرا میشه یک عدد به تهش اضافه می‌کنیم و در اون if داریم بررسی می‌کنیم که آیا اون پنج رقم ابتدایی، همونایین که ما می‌خواهیم؟ اگر آره حلقه متوقف بشه. اگر نه، حلقه ادامه پیدا کنه و به کاربر هم اطلاع بده که در تلاش چندم، این اتفاق افتاده. بخشی از پاسخ این برنامه رو می‌تونید اینجا ببینید :

We are at attempt No. 751270
We are at attempt No. 751271
We are at attempt No. 751272
--------
Work proven. You worked so hard :)
The result is Sample Text751273 and the hash is 1a1b0ae39e178300c5ae7650d9c809da499eb165f7e621b70c0634d673874b5d

همونطور که می‌بینید بعد از ۷۵۱۲۷۳ تلاش، تونسته اون چیزی که ما مد نظر داریم رو برامون بسازه.

این تمرین خوبیه. ولی برای کار واقعی خوب نیست. چرا؟

چیزی که پیاده شده، علیرغم این که کار میکنه و خوبه؛ از نظر پیچیدگی زمانی مشکل داره. در واقع، تمام این پیچیدگی باعث شده شدیدا به سخت‌افزار خوب و سریع؛ وابسته باشه. در صورتی که معمولا الگوریتم‌های درست و حسابی هرقدر هم لاینحل باشن، به همین سادگی‌ها نباید استقلالشون از سخت افزار رو از دست بدن. نتیجتا علیرغم این که یک طرح مفهومی خوب برای نشون دادن POW محسوب میشه، اصلا برای اجرا روی پروژه‌های جدی که نیاز به اثبات کار دارند، مناسب نیست.

در پایان هم امیدوارم که این آموزش، به دردتون خورده باشه. راستی شما برای اثبات کار چه می‌کنید؟ در بخش نظرات منتظرتونیم 🙂

حتما دیدید وبسایت هایی مثل یوتوب، به چه شکلی پارامترها رو به URL پاس میدن. در واقع وقتی ما یک درخواست ویدئو به یوتوب میدیم، یوتوب اون رو به این شکل به متد watch خودش میفرسته :

youtube.com/watch?v=VIDEOCODE

و حالا اگر درخواست مشابهی بدیم و اون ویدئو در یک Playlist خاص باشه، URL به این شکل تغییر میکنه و ما یک پارامتر دیگه هم برای Query در دیتابیس یوتوب داریم :

youtube.com/watch?v=VIDEOCODE&list=LISTCODE

به این نوع پارامترها، پارامتر دلخواه گفته میشه. پارامتر دلخواه (Optional Parameter ) برای اینه که ما همیشه برای ایجاد یک پرس و جو در پایگاه داده، نیازی به همه پارامترها نداریم. گاهی فقط پاس دادن یک اسم کافیه، گاهی هم نیازه مثلا اسم و فامیل پاس داده بشه. یا مثلا برای جست و جو در یک وبلاگ عنوان متن عموما کافیه. خب؛ الان که میدونیم این پارامترها چی هستن و کجا به کار میان، بیایم در مورد پیاده سازی این نوع پارامترها در سیناترا صحبت کنیم.

سناریو

قراره که برنامه ای بنویسیم که در متدی به اسم greeter با دریافت پارامتر دلخواهی، به اسم داده شده در متغیر name سلام کنه. یعنی URL ما چنین چیزی خواهد بود :

example.com/greeter?name=GIVENNAME

پیاده سازی

برای پیاده سازی، فقط کافیه که یک پروژه سیناترا ایجاد کرده و کتابخانه های لازم رو لود کنید. سپس متد greeter رو به این شکل بنویسیم :

get '/greeter' do 
 name = params['name'] 
 'Hello, #{name}' 
end

به این شکل، ما میتونیم URL رو همونطوری که خواستیم وارد کنیم. اما ببینیم که نتیجه چی میشه؟

اگر صرفا این درخواست به سمت سرور بره :

GET /greeter

سرور متن Hello رو بدون هیچ اسمی، به ما برمیگردونه. اما وقتی درخواست به این صورت ارسال بشه :

GET /greeter?name=Sam

در پاسخ دریافتی از سرور عبارت Hello, Sam مشاهده میشه.

در پایان، امیدوارم که این مطلب به دردتون خورده باشه و بتونید ازش استفاده لازم رو ببرید 🙂

در قسمت دوم، یاد گرفتیم که چطور پیج هایی که ساختیم رو نمایش بدیم! در این قسمت، میخوایم مستقیما با دیتابیس وارد مذاکره بشیم! در واقع در این قسمت میخوایم به کاربر اجازه بدیم که خودش یک پیج ایجاد کنه. خیلی هم شیک و ساده. ابتدا این قسمت رو به main.rb اضافه کنید :

get '/pages/new' do
	@page = Page.new
	erb :new
end

در اینجا، گفته شده که یک صفحه به اسم new.erb خونده و نمایش داده بشه. علاوه بر اون، گفتیم که از کلاس Page هم یک شیء جدید برامون بسازه. حالا، فایل new.erb رو به این شکل ایجاد کنید :

<h1> New Page </h1>
 
<form action="/pages" method="post">
	<h2> Title: </h2>
	<input type="text" name="page[title]">
	<h2> Text: </h2>
	<textarea name="page[text]" cols="50" rows="5">
	</textarea>
	<br/>
	<input type="submit">
</form>

در اینجا یک فرم ایجاد کردیم که با متد POST کار میکنه. قبل تر، در مورد متد پست توضیح دادیم، و میتونید این مطلب رو در موردش بخونید تا درکش کنید!

بسیار خوب، الان برای این که برنامه ما درست و حسابی کار کنه، فقط نیاز داریم که با یک متد POST بهش بفهمونیم که اطلاعات رو توی دیتابیس بنویسه. و خب این قسمت رو به main.rb مون اضافه میکنیم :

post '/pages' do
	page = Page.create(params[:page])
	redirect to("/pages/#{page.id}")
end

خب، در اینجا میگیم که پیجی با پارامتر هایی که داده شده بساز، و بعدش برگرد به همون پیج. به همین سادگی!

جمع بندی

در کل این سه قسمت آموزش، یک CMS بسیار ساده ساختیم که یه ادیتور داشت و میتونست نوشته های ما رو توی یک دیتابیس ذخیره کنه و بعد به ما نشون بده. کل فایل main.rb ما به این شکل در اومد :

require 'sinatra'
require 'mongoid'
 
configure do
	Mongoid.load!("./database.yml")
end
 
class Page
	include Mongoid::Document 
	field :title, type: String
	field :text,  type: String
end
 
 
get '/pages' do
	@pages = Page.all
	@title = "Page List"
	erb :index
end
 
get '/pages/new' do
	@page = Page.new
	erb :new
end
 
post '/pages' do
	page = Page.create(params[:page])
	redirect to("/pages/#{page.id}")
end
 
get '/pages/:id' do
	@page = Page.find(params[:id])
	@title = @page.title
	erb :show
end

و کل ساختار فولدرهای ما به این شکل در اومد :

simple-cms/
├── database.yml
├── main.rb
├── README.md
└── views
    ├── index.erb
    ├── new.erb
    └── show.erb

با استفاده از چنین الگویی، شما قادرید که برنامه های واقعی تری بنویسید و از اونها در دنیای واقعی استفاده کنید. در قسمت اول ذکر شد که این CMS بدرد وبلاگ و وبسایت و … نمیخوره. دلیلشم مشخصه! توی این برنامه هیچگونه پرمیشن و سشن و … ای رعایت نشده که بدونیم کدوم یوزر میتونه پیج ایجاد کنه کدوم نمیتونه و این قضایا. یعنی امنیت نداره کانتنتی که روی اون وبسایت تولید میشه. شما میتونید با خوندن داکیومنت در مورد session ها این مورد رو هم هندل کنید و CMS کامل تری بسازید!

موفق باشید 🙂

در قسمت قبل، یاد گرفتیم که چگونه یک سیستم مدیریت محتوای کوچولو رو با پایگاه داده هاش، ایجاد کنیم. در این قسمت، نمایش محتوای پیج در لینک اختصاصی و همچنین نمایش لینک ها در صفحه اصلی رو بررسی میکنیم.

آموزش این قسمت، کوتاه تر از دفعات پیش هستش، دلیلشم اینه که در بخش آخر، باید متد POST رو بررسی کنیم (اگرچه در مقاله ای قبلا این کار رو کردیم، اما میخوایم دوباره آموزش تکرار بشه و یه استفاده عملی از این موضوع داشته باشیم).

بسیار خوب، فایل index.erb که صفحات ما رو نشون میداد باز کنید، به این شکل تغییرش بدید :

<h1> Pages </h1>
<% if @pages.any? %>
<p>
<%  @pages.each do |page| %>
<a href="/pages/<%= page.id %>">
<h1><%= page.title %> </h1>
</a>
<p> <%= page.text %> </p>
<% end %>
</p>
<% else %>
<h1> No pages added! </h1>
<% end %>

دقت کردید؟ ما از id صفحات برای تولید لینک به اون ها استفاده میکنیم!

حالا بیاید کمی فکر کنیم، وقتی روی این لینک ها کلیک کنیم چه اتفاقی میفته؟ طبیعتا یه ارور ۴۰۴ به ما نشون داده میشه و به ما گفته میشه که صفحه یافت نشده. معمولا سیناترا به صورت پیشفرض یک راهنمایی کوچک هم میکنه که چه چیزی باید به فایل main.rb و … اضافه کنیم تا بتونیم نتیجه درستی بگیریم.

حالا برای این که لینک ها ما رو به جای درستی راهنمایی کنند، کافیه که فایل main.rb رو باز کنیم و این خطوط رو بهش اضافه کنیم :

get '/pages/:id' do
	@page = Page.find(params[:id])
	@title = @page.title
	erb :show
end

خب توی این کد، میگیم که پیج ها رو بر اساس id شون پیدا کنه، و تیتر صفحه رو هم تیتر پیج ایجاد شده بذاره. و در نهایت هم میگیم که ظاهر برنامه در show.erb هست. حالا، نیاز داریم که یک show.erb هم بنویسیم :

<h1><%= @page.title %> </h1>
<p>
<%= @page.text %>
</p>
<a href="/pages"> Back to main page </a>

اینجا، عنوان و متن صفحه رو نشون دادیم، به صفحه اصلی هم که لیست مطالبمون داخلش قرار داره هم لینک کردیم. در آموزش بعدی، سعی میکنیم یه ادیتور بسازیم و بتونیم یک صفحه جدید رو از طریق مرورگر، به CMSمون اضافه کنیم!

توی این نوشته، قصد و هدف اینه که بیایم و با استفاده از فرمورک Sinatra و دیتابیس غیررابطه ای MongoDB ، یک سیستم مدیریت محتوای کوچیک بنویسیم.


دقت کنید که این CMS صرفا یک کار آموزشی بوده و برای استفاده به عنوان CMS اصلی وبلاگ/وبسایت شما به هیچ وجه مناسب نیست

بسیار خوب، برای این که بدونیم از کجا شروع کنیم، ابتدا بیایم ببینیم که از چه چیزهایی قراره که استفاده بشه :

  1. فرمورک سیناترا
  2. ارتباط دهنده شیء – مستند (ODM) برای Mongo (اینجا از Mongoid استفاده میکنیم).

خب، ابتدا بیایم Gemfile رو بنویسیم :

source 'https://rubygems.org'
 
gem 'sinatra'
gem 'mongoid'

بسته به نیازتون، میتونید جم های دیگری هم بهش اضافه کنید.

حالا، باید به برنامه بفهمونیم که دیتابیس ما چه ویژگی هایی باید داشته باشه، پس یک فایل database.yml ایجاد میکنیم و این ها رودرونش مینویسیم :

development:
 clients:
  default:
   database: myCMS
   hosts:
    - localhost:27017
 production:
  clients:
   default:
    uri: <%= ENV['MONGOHQ<em>URL'] %>
    options:
     skip_version_check: true
safe: true

حالا دو مرحله اساسی کارمون انجام شده، هم میدونیم که دیتابیس چه ویژگی هایی داره و هم میدونیم که چه چیزهایی برای درست اجرا شدن برناممون نیازه.

حالا، وقتش رسیده که یک برنامه ساده بنویسیم:

require 'sinatra' 
require 'mongoid'
 
configure do
	Mongoid.load!("./database.yml")
end

این رو در فایلی به اسم main.rb نوشته و ذخیره میکنیم. حالا میتونیم تستش کنیم!

اما این کد، هنوز هیچ چیز قابل دسترسی ای نداره. توی main.rb یک کلاس به اسم Page به این شکل مینویسیم، که بشه مدل ما :

class Page
	include Mongoid::Document
	field :title , type: String
	field :text  , type: String
end

خب، حالا میتونیم برای ساختن صفحاتمون اقدام کنیم. ابتدا از طریق شل اینتراکتیو روبی، یک صفحه نمونه میسازیم :

~:$ irb -r ./main.rb

وقتی که شل اینتراکتیو باز شد، این دستورات رو میتونیم توش تایپ کنیم :

hello = Page.new
hello.title = "Hello, World!"
hello.text  = "This is first page on this CMS!"

حالا ما یک صفحه ساختیم. این ساخته شدن میتونه به این شکل هم انجام بشه :

Page.create(title:"My second page", text:"This is second page I added to this CMS!")

بسیار خوب، الان صفحه ها ساخته شده! پس چطوری میتونیم اطلاعاتشون رو نمایش بدیم؟!

برگردیم توی main.rb و این قطعه کد رو اضافه کنیم :

get '/pages' do
	@pages = Page.all
	@title = "Page List"
	erb :index
end

خب، یک پوشه به اسم views باید ایجاد کنیم، یک فایل به اسم index.erb هم درونش قرار میدیم ، و این ها رو در ایندکس مینویسیم :

<h1> Pages </h1>
<% if @pages.any? %>
<p>
<%  @pages.each do |page| %>
<h1><%= page.title %> </h1>
<p> <%= page.text %> </p>
<% end %>
</p>
<% else %>
<h1> No pages added! </h1>
<% end %>

در این کد، یک قالب بندی کلی داریم، همچنین میگیم که اگر پیجی موجود بود، نشونش بده و اگر نبود، پیامی بده و بگو هنوز پیجی اضافه نشده. حالا باید با اجرای برنامه، بتونیم پیج هایی که از طریق کنسول ساختیم رو مشاهده کنیم.

در این قسمت، کلیت یک سیستم مدیریت محتوا رو یاد گرفتیم. فهمیدیم که چطور میشه مدل یک صفحه رو ساخت و بعدش محتواش رو نشون داد. در قسمت بعدی، لینک کردن به پیج های ایجاد شده و همچنین روش ایجاد یک صفحه جدید از طریق خود برناممون رو یاد خواهیم گرفت 🙂